آخی ! تموم شد ! دست از سرمون برداشت ! یعنی سر ما دست از فکر کردن بهش برداشت !
روزای خوبی بود .. قشنگ و دلنشین .. تسنیم شاید آخریـن رد پای ماه رمضون امسال بود که اونم تموم .. نه ! تموم که نمی شه ! آخه چشمه خدا که هیچ وقت پایـان نداره .. یه جورایی انگار وقت ما تموم شد .. شایدم تموم نشد !!!
پس آخه چی شده ؟ این اختتامیه دو روز پیش برای چی بود ؟
می بینید .. نمی تونم جواب خودمو بدم .. از هر طرف که می رم یه جاییش به تنـاقض می رسم ..
به قول مریم جون مقنی پور فکر کنم همین که یه مدت بهمون می گفتند تسنیـم نویس برامون کافی بود . چه قشنگ بود شعبان و رمضان دور چشمه تسنیم !
تسنیم 1 _ 2 _ و حالا ما هستیم و انتظار تسنیم 3 . تا دوباره جـاری شیم . تا دوباره هممون بشیم یه دریا ! برسونیم خودمونو به اقیانوس خدا ..
از هر طرف که بریم به تناقض می رسیم .. اما .. اما همش به خدا می رسه ! همش وصل به خدا . از دل ما به خدا ... کاشکی این اتصال تا رسیدن ما به خدا قطع نشه ...
جشنواره قرآنی تسنیم تموم شد . تموم شد و رد پای خودش رو تو قلبمون جا گذاشت . خاطره شد . یه خاطره خیلی دلنشین ...
بعضی در مورد داوری یه حرفایی می زنند . درست یا غلط نمی دونم . فقط می دونم جایی که بحث ، بحث خدا و کتابش باشه ، نمی تونیم چشمامون رو ببندیم و هر برداشتی که داریم بگیم ! برگزیده ها به هر طریقی که انتخاب شده باشند ، حتما" از سمت خدا دعوت شدند . حتما" خدا خواستتشون !
پس زهره عزیزم ، مرضیه جونم ، سوسن خانم ، آقا محمد ! بدونید که خیلی محتاجیم به دعاتون .. برامون دعا کنید . وقتی رفتید خونه مهربونی خدا سفارش ما رو هم بکنید . نزدیک خدایید ! بهش بگید کاری کنه ما هم بهش نزدیک بشیم .. خیلی التماس دعا !

یه چیزی می خوام بگم که نمی تونم نگم . یه روزایی یادتونه یه عزیزی در مجاورت چشمه روشن تسنیم از شر چیز هایی که نبود و بستند به او به تباهی به خدا پنـاه برد ؟ حالا همین خدا ! همین خدای من ! همین خدای شما ! دعوتش کرد .. شاید اجابتش کرد . کسی که خیلیـا حتی به مسلمونیش شک دارند کـامـلا از طرف خــــــدا دعوت شد .. شاید اجابت شد ! آخه بعضی از شعراش بد جوری بوی خدا می ده ..
حس خوبی دارم / به تـــو که نزدیکی / میشه دستاتو گرفت / توی این تاریکی / می شه تا آخر عمـــر / با خیالت ســر کرد / می شه عاشـــق موند و ... / عشـــق رو بـاور کرد ! / تا تو هستی جز تو / همه چی ممــنوعست / عشق دل کنده از این /کوچه باغ بن بست / من توی آغوشــت / گـرم بودم یا سـرد / کاش شــب می فهــمید / روز بــاور می کرد / بغض یه دنیا رو /از دلــم کم کردی /من فقط مــــن بودم / منــــو آدم کردی ! / عشق بی حادثه نیست / من خیانت کردم / اگه یادم باشی / زود بر می گردم / ای خدایی که برام / تـــــو شبا فانوسی / هول می شم وقتی / تــو منو می بـــــوسی / هول می شم وقتی / تــو منو می بـوسی ...
********************************
خوب ! جشنواره تموم شد ! ولـی ما هنوز ادامــه داریــم ! از پست بعــدی در مورد برنــامه سنـــدس می نویسم ! سعی می کنـم وبلاگ رو پنج شنبه ها و جمعه ها به روز کنم . به قول این موسسه کنکـوره برای شما برنامه ویـــژه ای داریــــــم !!!

نوشته شده توسط مرجان در
86/08/28 |