حقيقت دنيـــــــا
دنيا از کلمه دني به معني پست ميباشد. البته منظور از پست و بيارزش بودن دنيا ، اين نيست که مظاهري که در اين دنيا هست مانند خورشيد ، ماه ، کوهها ، جنگلها و ساير موجودات ، پست و بي ارزش ميباشند بلکه اتفاقا" اينها از نعمتها و نشانههاي قدرت پروردگاري است. بلکه منظور از بدي دنيا، دلبستن به دنيا و غرق شدن در زندگي آن است ، يعني هدف قرار دنيا و زندگي در آن. چرا که اين کار برخلاف فلسفه آفرينش انسان و خلقت ميباشد.
منظور از سرزنش دنيا ، بندگي نمودن به دنياست به عنوان مثال ، روزي امام علي عليه السلام، جواني را ديد که دنيا را سرزنش مي کند و حرفها و نسبتهاي ناروا به دنيا ميزند، حضرت فرمودند جرا به دنيا بد و ناورا مي گويي اين دنيا چه چيزش بد است ؟ ماهش بد است يا خورشيدش ؟ يا زميني که بر روي آن زندگي ميکني ؟ بنابراين منظور از قبح و بدي دنيا دوستي دنيا و دلبستگي آن ميباشد . چرا که دلبستگي به دنيا آدمي را به انحراف ميکشد . و الا زندگي در دنيا براي هر انساني ضرورت دارد و خداوند انسان را خلق کرد تا او زندگي کند بلکه نه آن نوع زندگي ، که همه چيزي را فداي دنيا کند پس بر اين اساس است که خداوند در آيه 20 سوره حديدي زندگي دنيا را بيهوده و سرگرمي معرفي مي کند و الا افرادي که خود و هدف از آفرينش خود را شناخته است هيچ وقت ، وقت خود را صرف حجت دنيا نکرده بلکه از آن به عنوان وسيله اي براي رسيدن به هدفش و سعادتش استفاده مي کند و ارزشي بالاتر از اين به دنيا قائل نمي شود حضرت علي نيز دنيا را دقيقا شناخت و چون دنيا و آخرت را هدف مي دانسته چنين مثل مي زند که همانا دنيا و آخرت مثل آن است که يک مرد و زن داشته باشد ، که هر گاه يکي را راضي نگه دارد ديگري از او ناراحت خواهد پس دنيا حقيقتي جز يک وسيله نيست که ما را در رسيدن به هدفمان کمک کند !
البته گاهي منظور از دنيا، محل زندگي ميباشد ، که اين چنين دنيايي به عنوان زندگي را نميتوان بد ، دانست و گفت اين دنيا بد است . و زماني منظور از دنيا ، نعمتهاي موجود در دنياست مانند آيه 16 سوره اعلي که مي فرمايد « شما زندگي دنيا را بر ميگزينيد » و گاهي منظور از دنيا شيوه زندگي انسان در دنيا است که تمامي بحثها و تمام آيات و روايات موجود در مورد سرزنش يا تعريف دنيا ، مربوط به اين معني دوم و سوم از دنيا ميباشد نه به معني اول يعني محل زندگي.
رابطه انسان با دنیا و آخرت
مي دانيم وقتي که سخن از فلسفه آفرينش انسان به ميان ميآيد ، در ذهن بحث قيامت و زندگي آخرت نيز نقش مي بندد چون نحوه نگرش ما به دن يا، ما را به سعادت و کمال و هدف آفرينشمان نزديک يا دور مي کند بر اين اساس ما به بررسي رابطه دنيا و آخرت مي پردازيم:
رابطه دنيا و آخرت در سه حالت قابل تصور است : يا ما فقط زندگي دنيا را انتخاب کنيم و آخرت را ترک کنيم يا زندگي آخرت را هدف نهايي خود انتخاب کنيم و زندگي دنيا را وسيلهاي براي رسيدن به زندگي آخرت مورد نظر قرار دهيم . يا زندگي آخرت را انتخاب کرده به ترک دنيا رو آوريم.
از ميان سه روش بالا، انتخاب روش اول ، سبب عذاب انسان در زندگي آخرت است چون زندگي آخرت ما را ، زندگي دنياي ما تعيين ميکند و کسي که در دنيا کاري براي زندگي آخرتش نکرده معلوم است که دستش خالي خواهد بود . روش سوم نيز به دليل نيازمندي انسان به اين دنيا حتي در ساده ترين لوازم زندگيش امکان پذير نيست. اما روش دوم هم به دليل عقلي و هم آيات قرآني و روايتها ، بهترين روشي است که انسان ميتواند چنين رابطهاي را با آخرت و زندگي دنيايي خود برقرار کند که حديث دنيا مزرعه آخرت است نيز بيانگر همين مطلب ميباشد.
طاعاتتوت قبول . ![]()